اخیرا ویژه نامه نشریه "یادآور"
در مرود امام خمینی رو مطالعه می کردم، خاطرات جالب و ناگفته ای در مورد
آن یگانه ی دوران از زبان نزدیکان امام نقل شده بود که حیفم اومد شما هم
نخونید.
« ذوق ایشان (امام) به عطر و عطریات، آن هم چه نوع
عطری؟ مدرن ترین و شیک ترین عطرها! در سال ۵۶ مزون فی جی عطر تازه ای را
به بازار فرستاده بود که من خریدم و با خودم بردم نجف... به احمد آقا گفتم
... شما ببر به آقا بده ... شب خانم ها آمدند و گفتند : "آقا! این عطر
زنانه است و شما نباید بزنید." امام گفته بودند :"این کلاهی است که شماها
سر ما مردها می گذارید. هر چیز لطیف و خوشبوئی را می گوئید زنانه است.
نخیر! من همین را می خواهم، باشد.»
« یک روز در یک جلسه عمومی، فردی آمد و با آب وتاب،
شعری را خواند که سرشار از مدح و تعریف امام بود. هنوز اشعار وی به پایان
نرسیده بود که یکی از حضار گفت: آقا برای این گونه اشعار صله نمی دهدها! و
خود امام نیز به سراینده اشعار گفتند: خیلی خوب آقا، بس است دیگر! و با
این برخورد نشان دادند که از مدیحه سرایی اشخاص در مورد خود، خوششان نمی
آید. » (ص ۱۲۸)
« یک روز تابستان، آیت الله خمینی به قسمت بیرونی
(منزل) آمده بودند و مگس در اتاق زیاد بوده و مایه زحمت حاضران شده بود.
برخی از افراد در صدد بر آمدند مگس ها را با هر وسیله ای بکشند. آقای
خمینی فرمودند " نه، آنها را نکشید، بلکه از اتاق برانید" سپس عبای خویش
را برداشته و با آن، به آرامی مشغول راندن مگس ها شده بودند. » (ص ۱۲۹)
« (در یکی از مهمانی های مرحوم آیت الله شیخ حسین
لنکرانی که قبل از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به افتخار امام در باغی در کرج بر پاشده
بود ) همان روز طرف های غروب بین حضار، یک مسابقه تیراندازی با تفنگ بادی
برگزار شد که امام هم نهایتا در آن شرکت جستند، یک قوطی کبریت (یا جعبه
سیگار) گذاشتند و قرار شد از فاصله حدودا هشت متری به آن شلیک کنند. به
نظرم می اید روی قوطی کبریت (یا جعبه سیگار) عکسی از تاج وجود داشت و
افراد همان را نشانه می گرفتند! در خلال تیراندازی، امام نیز اظهار تمابل
کردند که در تیر اندازی شرکت کنند. تفنگ را در دست گرفتند و گفتند ببینم و
۵ تیر پشت سر هم شلیک کردند که همگی به هدف (تاج شاهنشاهی) اصابت
کرد. » (ص ۱۳۱)
منبع:http://shemiran.blogfa.com